خرید بک لینک

سلام

این مطلب رو برای کسی نوشتم که مطمنم یکی از بهترین بنده خداست..

رمز رو بزن و بخونش.

سلام بهترین

خوبی؟

کاش بدونی با خوندن مطالبی که در وبم ( در واقع وب هر دومون)گذاشتی چقد خوشحال و لذت بردم.

با برخی از مطالب اشک ریختم و با برخی هم عشق بازی کردم.

اصا نمیدونم چرا اسم خدا رو که میشنوم و محبت خدا رو میخونم ناخداگاه چیزی در درونم میشکنه.

دیشب خیلی بیادت بودم. میدونم تو هم مث من بیادم بودی. چقد سخته کسی رو بخوای همون لحظه کنارت باشه و نباشه..

الهی، تو هم تا شش صبح بیدار بودی... مراقب چشای مهربونت باش. میترسم اسیب ببینند.

تو یکی از بهترین بنده های خدای و من شک ندارم باز هم خدا به من لطف داشته.

وگرنه منه عاصی گنه کار کجا و بنده های خوبش کجا... دارم با اشک می نویسم...

تو این دنیای وانفسا میترسم زهرا.. خیلی میترسم..

از زرق و برق شهر میترسم زهرا.. از این کوچه هایی که گناه شده بازار کار شیطان و بساطش گستردست.

میترسم درگیر دنیا بشم زهرا. خیلی میترسم.

میترسم آلوده دنیا بشم زهرا.

دلم از زمین خسته شده.

دلم آسمون میخواد زهرا. آسمون میخواد...

گاهی وقت ها انقد تو دنیا احساس اسیری میکنم که سینه چاک میدم و دکلمه های پیرهنم کنده میشه.

هیچوقت دوس ندارم پشت ویترین مغازه ها بمونم و نگاه کنم. دلبستگی میاره.

زهرا دلم بد جور آسمون میخواد.

تورو خدا، برام در نماز شب هات دعا کن که خدا یک بار دیگه در شهادت رو برام باز کنه..

دعا کن مرگم با شهادت باشه...

زهرا دلم گرفته. خیلی. باورت میشه صب که از خواب بیدار شدم یهو یاد تو افتادم و چشام خیس شد.

زهرا میترسم از زرق و برق شهر و این همه زیبایی های دنیایی.

میترسم تو خیابون راه برم زهرا.

میترسم زهرا .. میترسم. کاش الان بودی ارومم کنی.

یه بار تصمیم گرفتم هر کاری در روز میکنم و هر عملی ازم سر میزنه رو همون لحظه رو دفترچه بنویسم و اعمالم رو ثبت کنم.

یه دفترچه خریدم و یه خودکار. هر کار میکردم و حتی فکرایی که به ذهنم خطور میکرد رو مینوشتم.

اعمال خوب و بدم رو مینوشتم. اخر شب هم به خودم نمره میدادم. اگه نمره منفی داشتم خودم رو جریمه میکردم .

بعد از مدتی فهمیدم خدایا من که هیچی ندارم... همش لطف خداست. به خیلی چیز ها رسیدم.

زهرا دل سهراب گرفته. زهرا خیلی باهات درد دل دارم. خیلی.

خیلی وقته خواب شهدا رو ندیدم. میترسم زهرا.

برام دعا کن. خیلی دعا کن.

من امروز شاید نتونم بیام نت. دارم میرم جایی شب دعوتم. هر کاری کردم که بهونه بگیرم مث دیشب نرم نشد. اگه بتونم بیام شاید ساعت ده به بعد. باشه. اگر بتونم بیام شب ساعت ده برات نظر میزارم تا بدونی. اما اگه نظر نذاشتم بدون نشده بیام.

دوس دارم برام هر طور میتونی حرف دل بنویسی. وقتی باهام حرف میزنی انقد لذت میبرم که قابل وصف نیست.

کاش حداقل میشد صدات رو برا چند ثانیه بشنوم..

بهر حال مراقب خودت و خوبیات باش...

من الان میرم یکم کار دارم. اما ساعت 12.30 بقبل رفتنن از میام سر میزنم.

امیدوارم اون موقع باشی عزیزم.

دلم برات تنگ شده.

د و س ت ت د ا ر م بهترین بنده خدا.

برچسب: برای, نویسنده: نوید عباسی تاريخ: دوشنبه 27 شهريور 1396 ساعت: 9:22

صفحه بندی