نجس ترین چیزها - تاریخ: 1395/11/28 ساعت: 7:33
گویند روزی پادشاهی این سوال برایش پیش می آمد و میخواهد بداند که نجس ترین چیزها در دنیای خاکی چیست. برای همین کار وزیرش را مامور میکند که برود و این نجس ترین نجس ترینها را پیدا کند و در صورتی که آنرا پیدا کند و یا هر کسی که بداند تمام تخت و تاجش را به او بدهد وزیر هم عازم سفر میشود و پس از یکسال جستج...
اللهم عجل ولیک الفرج - تاریخ: 1395/11/28 ساعت: 7:33
اللهم عجل ولیک الفرج
دل نوشته95 - تاریخ: 1395/11/28 ساعت: 7:33
داستانی زیبا - تاریخ: 1395/11/28 ساعت: 7:33
اصمعی (وزیر مامون) می گوید: روزی برای صیادی به سوی بیابان روانه شدیم. من از جمع دور شدم و در بیابان گم شدم، در حالی که تشنه و گرسنه بودم به این فکر بودم که کجا بروم و چکار کنم. چشمم به خیمه ای افتاد. به سوی خیمه روان شدم، دیدم زنی جوان و با حجابی در خیمه نشسته. به او سلام کردم او جواب سلامم را داد و...
داستان کوتاه آموزنده2 - تاریخ: 1395/11/28 ساعت: 7:33
یكى از یاران رسول خدا(ص) فقیر شد. خدمت رسول خدا آمد و شرح حال خود را بیان كرد. پیغمبر فرمودند : برو هر چه در منزل دارى اگر چه كم ارزش هم باشد بیاور! آن مرد انصار رفت و طاقه اى گلیم و كاسه اى را خدمت پیغمبر آورد. حضرت آنها را در معرض فروش گذاشت و فرمودند: چه كسى اینها را از من مى خرد؟ مردى گفت : من آ...
عکس های آموزنده - تاریخ: 1395/11/28 ساعت: 7:33
خدایا - تاریخ: 1395/11/28 ساعت: 7:33
خدایاهمیشه دلتنگی ام را در دریای آغوش تو ریختم عجیب ایندریا معجزه میکند مهربانااین معجزه را برای عزیزانم مقرر فرما تا تمام غمهایشان در دریایبیکران آغوشت به آرامش بدل شود
دلم خدا میخواهد - تاریخ: 1395/11/28 ساعت: 7:33
هرگز بکسی حسادت نکن بخاطر نعمتی که خدا به او داده زیرا تو نمی دانی که خداوند چه چیزی را از او گرفته است
خدا1 - تاریخ: 1395/11/28 ساعت: 7:33
هرگاه قلبت تشنـه گشت آن را فقط با قرآن سیراب کن و هرگاه دچار ترس و اضطراب شد آن را فقط با ذکر خداوند آرامش ببخش قلبت بـه یاد او نیاز دارد ******* صبور بودن عاليتريننماد ایمان است، و خویشتن دارىعاليترين عبادت ناكامى به معنى آزمايشاست،نه شكست.. و نتيجه توکل و اعتماد به خداوند،آرامش است.. ********* هیچ...
متن های زیبا در مورد خداوند - تاریخ: 1395/11/28 ساعت: 7:33
خداونداتوخیلی بزرگیو من خیلی کوچک ولی جالب اینجاستتو به این بزرگی من کوچک را هیچگاه فراموش نکرده ایولی من به این کوچکی،اکثر اوقات تو را فراموش کرده ام! صبور بودن عاليتريننماد ایمان است، و خویشتن دارىعاليترين عبادت ناكامى به معنى آزمايش است،نه شكست.. و نتيجه توکل و اعتمادبه خداوند،آرامش است برای صدقه...
خنده بر هر دردر درمان است - تاریخ: 1395/11/28 ساعت: 7:33
پیرمرد به زنش گفت: بیا یادی از گذشته های دور کنیم من میرم تو کافه منتظرت و تو بیا سر قرار بشینیم حرفای عاشقونه بگیم ...... پیرزن قبول کرد فردا پیرمرد به کافه رفت دو ساعت از قرار گذشت ولی پیرزن نیومد وقتی برگشت خونه دید پیرزن تو اتاق نشسته و گریه میکنه ازش پرسید چرا گریه میکنی؟ ...پیرزن اشکاشو پاک کر...
حضرت موسی - تاریخ: 1395/11/28 ساعت: 7:33
بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﻛﻪ ﻣﻮﺳﻰ ﭘﻴﻐﻤﺒﺮ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﺭﻭﺯﻯ ﻣﻠﻚ ﺍﻟﻤﻮﺕ ﺭﺍ ﺩﻳﺪ، ﮔﻔﺖ: ﺑﻪ ﭼﻪ ﻛﺎﺭ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﻯ، ﺑﻪ ﺯﻳﺎﺭﺕ ﻳﺎ ﺑﻪ ﻗﺒﺾ ﺭﻭﺡ؟ ﮔﻔﺖ: ﺑﻪ ﻗﺒﺾ ﺭﻭﺡ. ﮔﻔﺖ: ﭼﻨﺪﺍﻥ ﺍﻣﺎﻧﻢ ﺩﻩ ﻛﻪ (ﻣﺎﺩﺭ ﻭ) ﻋﻴﺎﻝ ﺭﺍ ﻭﺩﺍﻉ ﻛﻨﻢ. ﮔﻔﺖ: ﻣﻬﻠﺖ ﻧﻴﺴﺖ. ﮔﻔﺖ: ﭼﻨﺪﺍﻥ ﻛﻪ ﺧﺪﺍﻯ ﺭﺍ ﺳﺠﺪﻩ ﻛﻨﻢ. ﺩﺳﺘﻮﺭﻯ ﻳﺎﻓﺖ. ﺩﺭ ﺳﺠﺪﻩ ﮔﻔﺖ: ﺧﺪﺍﻭﻧﺪﺍ! ﻣﻠﻚ ﺍﻟﻤﻮ...
یا اله العاصین - تاریخ: 1395/11/28 ساعت: 7:33
بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم مرحوم فشارکی نقل نموده: در بعض اخبار وارد است كه وقتى حضرت موسى در هنگام مناجات سه مرتبه عرض كرد: يا اله العالمين! يكدفعه لبيك شنيد. عرض كرد: يا اله العاصين! (ای خدای گناهکاران) دو مرتبه لبيك شنيد عرض كرد: پروردگارا! در سه نداء اول يكدفعه جواب فرمودى و در يك نداء آخ...
به خاطر توبه گناهكار، باران فرستادم - تاریخ: 1395/11/28 ساعت: 7:33
بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم در زمان حضرت موسى عليه السلام در بنى اسرائيل به جهت نيامدن باران قحطى شد مردم خدمت حضرت موسى رسيدند و گفتند: براى ما نماز استسقاء (نماز باران) بخوان. حضرت موسى عليه السلام برخواست كه با قوم خود براى دعاى باران بروند و بيشتر از هفتاد هزار نفر بودند هرچه دعا كردند بار...
همنشين حضرت موسي - تاریخ: 1395/11/28 ساعت: 7:33
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ روزي حضرت موسي (علی نبیّنا و آله و علیه السلام) در ضمن مناجات به خداوند عرضه داشت: . جبرئيل بر او نازل شد و گفت: . حضرت موسي نزد قصاب رفت و اعمال او را زير نظر گرفت. شب که شد قصاب جوان مقداري گوشت برداشت و به سوي منزل روان گرديد. موسي از پي او روان شد. چون به در ...
داستان آموزنده وزیبا - تاریخ: 1395/11/28 ساعت: 7:33
جوانى بسیار مغرور همواره مادرش را رنج مى داد،تا جایی که که روزى مادرش راکه بر اثر پیرى و ضعف ، توان راه رفتن نداشت ،بالاى کوه بُرد و در آنجا گذاشت ،در این هنگام مادرش در این فکر افتاد مبادا پسرمدر مسیر پرتگاه کوه بیفتد و بدنش خراش برداردو یا طعمه درندگان گردد!براى پسرش چنین دعا کرد:خدایا! پسرم را از...
بسیارزیباااااااااااا - تاریخ: 1395/11/28 ساعت: 7:33
حضرت ابراهیم (ع) مهمان نواز و مهمان دوست بود،روزى یک نفر مجوسى در مسیر راه خود، به خانه ابراهیم آمدتا مهمان او شود. ابراهیم به او فرمود: اگر تو قبول اسلام کنى((یعنى دین حنیف مرا بپذیرى)) تو را مى پذیرموگرنه تو را مهمان نخواهم کرد، مجوسى از آنجا رفت.خداوند به ابراهیم (ع) وحى کرد: اى ابراهیمما هفتاد س...
ﺍﻣﺎﻡ ﻛﺎﻇﻢ (ﻉ) - تاریخ: 1395/11/28 ساعت: 7:33
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ ﺭﻭﺯﻯ ﺍﻣﺎﻡ ﻛﺎﻇﻢ ﻉ ﺍﺯ ﻛﻨﺎﺭ ﻣﺮﺩﻯ ﮊﻭﻟﻴﺪﻩ ﻭ ﺧﺎﻙ ﻧﺸﻴﻦ ﻋﺒﻮﺭ ﻧﻤﻮﺩ، ﺑﻪ ﺍﻭ ﺳﻠﺎﻡ ﻛﺮﺩ ﻭ ﻧﺰﺩ ﺍﻭ ﻧﺸﺴﺖ ﻭ ﺑﺎ ﺍﻭ ﻣﺪﺗﻰ ﻃﻮﻟﺎﻧﻰ ﺑﻪ ﮔﻔﺘﮕﻮ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ، ﺳﭙﺲ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻓﺮﻣﻮﺩﻥ (ﻣﻦ ﺑﺮﺍﻯ ﺧﺪﻣﺘﮕﺬﺍﺭﻯ ﺣﺎﺿﺮﻡ، ﻫﺮﮔﻮﻧﻪ ﻛﺎﺭﻯ ﺩﺍﺭﻯ ﺑﮕﻮ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﻫﻢ! ). ﺷﺨﺼﻰ ﺑﻪ ﺍﻣﺎﻡ ﻛﺎﻇﻢ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﮔﻔﺖ: (ﻋﺠﺒﺎ! ﺗﻮ ﻧﺰﺩ ﺍﻳﻦ ﺷﺨﺺ (ﺧﺎ...
شوخی بی جا - تاریخ: 1395/11/28 ساعت: 7:33
یکی از طبیبان قدیمی می گفت: تابستان بود و بیماران به مطب من می آمدند و من آن ها را معاینه می کردم، نسخه قبلی را می گرفتم دوباره نسخه می دادم. یکی از آن بیماران زنی بود، وقتی به او گفتم: نسخه قبلی کجاست؟ گفت: آن را جوشاندم و خوردم. گفتم: کاغذ را جوشاندی و خوردی؟ گفت: بله. گفتم: حیف نانی که شوهرت به ت...
خــــــــدا - تاریخ: 1395/11/28 ساعت: 7:33
خــــــــدا هر چه دلم را خالی میکنم باز پر میشود از تو